تبلیغات
ققنوس شب

ققنوس شب

:[عمومی , ]

نوشته شده در دوشنبه 25 تیر 1386 و 11:07 ق.ظ توسط امیر احمدی

ویرایش شده در - و -



چکاوک :[عمومی , ]

می توان رشته ی این چنگ گسست

می توان كاسه ی این تار شكست

می توان فرمان داد

هان ای طبل گران

زین پس خاموش بمان

به چكاوك اما

نتوان گفت مخوان

 

نوشته شده در دوشنبه 25 تیر 1386 و 11:07 ق.ظ توسط امیر احمدی

ویرایش شده در - و -



مرگ :[دست نوشته , ]

از فاصله ها گریزانم

 

فراغ کابوس شبانه من است

 

شوق دیدارت

 

آرزوی صبح تا شامگاهم

 

تو را می جویم

 

ای فنا شده در من

 

ای رها شده در بند

 

تو را می خوانم

 

ای نیمه گم شده زندگی

 

ای باران نیستی

 

هستیم ارزانی تو باد

 

پیشکش آمدنت

 

مرا به بزم می ابدی بخوان

 

که تو را می جویم

 

تو را می جویم

 

ای خواب جاویدان من

 

ای رویای ازلی من

 

مرا دریاب

 

که تو را می طلبم ای ( مرگ )

 

تو را می طلبم

نوشته شده در دوشنبه 25 تیر 1386 و 11:07 ق.ظ توسط امیر احمدی

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

نوشته شده در دوشنبه 25 تیر 1386 و 11:07 ق.ظ توسط امیر احمدی

ویرایش شده در - و -



متاسفم برای میهن بلاگ :[گلایه , ]

سلام دوستان خوبم

یه حادثه توی این میهن بلاگ اتفاق افتاد و نتیجه سه سال زحمت من روی

این وبلاگ رو بر باد فنا داد . تمام مطالبی که توی این سه سال نوشتم از

بین رفت. واقعا برای مدیریت بی کفایت این میهن بلاگ متاسفم واقعا متاسفم

نمی دونم چی بگم.

نوشته شده در سه شنبه 19 تیر 1386 و 08:07 ق.ظ توسط امیر احمدی

ویرایش شده در - و -



بازگشت :[عمومی , ]

 

نبود در تار و پودش           دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمی كردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای كفتر و  گنجشك  كلاغای

سیاه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشی  ،  شده كارش فراموشی  ،  دیگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو كه  نیستی  توی  این خونه ،   دیگه  آشفته

بازاریست  ،  تموم  گل ها  خشكیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر كردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذركردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم كه تو می دونی،سرخاك

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

تو


نوشته شده در سه شنبه 19 تیر 1386 و 07:07 ق.ظ توسط امیر احمدی

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

نوشته شده در سه شنبه 19 تیر 1386 و 07:07 ق.ظ توسط امیر احمدی

ویرایش شده در - و -



الو .... :[عمومی , ]

 

الو سلام منزل خداست؟

 این منم مزاحمى که آشناست. هزار دفعه این شماره رو دلم گرفته ولى هنوز پشت خط در انتظار یک صداست. شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که مى رسه، حساب بنده هایتان جداست؟

راستی ...

                       میگما خدا ...

اگه خواستی یه سری هم به صفحه ی نیازمندی های من بزن ... فکر نمیکنم از عظمتت کم شه ...

یك جا خوندم كه "باید شكر گزار باشیم كه خدا هر انچه مى طلبیم را به ما نمى دهد "

نمى دونم حكمتش چیه كه این كار درست نمیشه.

خدا گوشتو بیار جلو ...

نمى دونم شاید قهر كردى آخه خیلى بد شدم مى دونم. بهت قول دادم ولى زدم زیر قولم. ولى آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مى گن "التماس به خدا شجاعت است اگر برآورده شود رحمت است اگر برآورده نشود حكمت است. التماس به خلق ذلت است اگر برآورده شود منت است اگر برآورده نشود خفت است.

خدایا بهت التماس مى كنم فقط هم از خودت مى خوام مى دونم كه دلت نمیاد دلمو بشكنى. مى گن

شاید حكمته ولى یه كاریش كن كه با رحمتت حل شه.

باشه

منتظرمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

نوشته شده در سه شنبه 19 تیر 1386 و 07:07 ق.ظ توسط امیر احمدی

ویرایش شده در - و -



آغاز آهنگ پایان آهنگ آغاز اسکرول بار پایان اسکرول بار آغاز آنلاین افراد آنلاین: نفر

پایان آنلاین آغاز تیتر وبلاگ پایان تیتر وبلاگ آغاز رتبه گوگل پایان رتبه آغاز تاریخ شمسی پایان تاریخ آغاز نمایش اتفاقی پایان نمایش اتفاقی آغاز جمله اتفاقی پایان جمله اتفاقی اغاز دفتر میهمان دفتر میهمان پایان دفتر مهمان